
همیشه فکر میکردم به حد بی نهایتی عاشقت هستم؛ تا اینکه با هم زندگی کردیم. آن زمان بود که فهمیدم عشق من به تو؛ حدی ندارد. روزها میگذرد و من در کوره ی این عشق، پخته تر می شوم. و هرچه پخته تر میشوم، عمیق تر عاشقت می شوم. چه دنیاییست عشق...
ادامه مطلب
عمر من است زلف تو بو که دراز بینمش جان من است لعل تو بو که به لب رسانمش برچسبها: سعدی +نوشته شده در شنبه بیست و هفتم خرداد ۱۳۹۶ساعت20:56 توسط | ...
ادامه مطلب
از در دانشگاه که خارج شدم،تصمیم گرفتم خیابان های اطراف را قدم بزن، 16 آذر، پورسینا، ایتالیا، کارگر، و در آخر، انقلاب..شلوغ ترین نقاط این سرزمین بودند.و هرچه شلوغ تر، خاکستری تر.. هوا بسیار گرم بود. اواخر تیرماه. و من اما بین همه ی آن شلوغی ها، و آدم های خاکستری که از کنارم رد میشدند و بعضی ها هم تلاش میکردند ادای رنگی بودن را دربیاورند، یخ زدم. و تقریباً مُردَم. ____________________________ سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت سرها در گریبان است کسی سر بر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را نگه جز پیش پا را دید، نتواند که ره تاریک و لغزان است وگر دست محبت سوی کس یازی به اکراه ...
ادامه مطلب