
موضوع «مفهوم تعصب در مدیریت و مدل سازی ذهنی» در روزهای اخیر مورد توجه قرار گرفته است. در این گزارش، جدیدترین اطلاعات و جزئیات منتشر شده را بررسی میکنیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. مدل ها صرفا توصیفی از وضعیت موجود برای درک ساده تر آنها ارائه میدهند. به عنوان مثال وقتی مردم را بر اساس شهر محل تولدشان تحلیل و قضاوت می کنید در حال استفاده از مدلی هستید که فکر می کنید تجربه ها...
ادامه مطلب
در ادامه این مطلب، مهمترین اطلاعات منتشر شده درباره «انسان ،موجودی زندانی نورون ها-قسمت اول: شرایط محیطی» را همراه با جزئیات تکمیلی مطالعه خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. جاشوا بل (Joshua Bell) رهبر ارکستر و یکی از ده نوازنده ی برتر ویولون در دنیا، در سال 2007، در ایستگاه مترو واشنگتن کلاه بیسبالی بر سر خود گذاشت و شروع به نواختن ویولون کرد. او نزدیک به 45 دقیقه به ...
ادامه مطلب
موضوع «سعدی» در روزهای اخیر مورد توجه قرار گرفته است. در این گزارش، جدیدترین اطلاعات و جزئیات منتشر شده را بررسی میکنیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. "دلم میخواد برام سعدی بخونی."__________________سعدی ز کمند خوب رویانتا جان داری نمیتوان جست....
ادامه مطلب
در این مطلب، جدیدترین اخبار و اطلاعات مربوط به «ابراهیم در آتش» را به همراه نکات مهم و جزئیات تکمیلی خواهید خواند. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. برق شب نگاه تو با ذات شعله اش روز مرا در آتش و تاریک می کند من دور میشوم که تو را تاب آورم دوری فقط مرا به تو نزدیک میکند ...
ادامه مطلب
جاشوا بل (Joshua Bell) رهبر ارکستر و یکی از ده نوازنده ی برتر ویولون در دنیا، در سال 2007، در ایستگاه مترو واشنگتن کلاه بیسبالی بر سر خود گذاشت و شروع به نواختن ویولون کرد. او نزدیک به 45 دقیقه به ن...
ادامه مطلب
برق شب نگاه تو با ذات شعله اش روز مرا در آتش و تاریک می کند من دور میشوم که تو را تاب آورم دوری فقط مرا به تو نزدیک میکند ...
ادامه مطلب
ماه های سال بی معنی اند،مگر... تو معنای ماه ها باشی. مانند اینکه هر سال، معنای آبانی./ بانوی فصل درختان سارپوشمهتاب پنجره های غبارپوشبانوی آبی آبان و آسمانای پر حرارت سرد بهارپوش زیبای تارک دنیای بی حصاراعجاز صومعه های حصارپوشروح شرابی و قانون مست هاای بی تو خُم خفقانی خمارپوش دیدی که رفتنت از شهر شعر منیعنی غروب زمینی مزارپوشپر میدهی که مرا در قفس کنیای جبر گاه به گاه اختیارپوش آواره ام که تو عریان کنی مراآری منم شبح انتظار پوشبرچسبها: عشق سال های دسامبر +نوشته شده در سه شنبه سی ام آبان ۱۳۹۶ساعت18:23  توسط | ...
ادامه مطلب
همیشه فکر میکردم به حد بی نهایتی عاشقت هستم؛ تا اینکه با هم زندگی کردیم. آن زمان بود که فهمیدم عشق من به تو؛ حدی ندارد. روزها میگذرد و من در کوره ی این عشق، پخته تر می شوم. و هرچه پخته تر میشوم، عمیق تر عاشقت می شوم. چه دنیاییست عشق...
ادامه مطلب
هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم نبود بر سر آتش میسرم که نجوشم به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارم شمایل تو بدیدم نه عقل ماند و نه هوشم حکایتی ز دهانت به گوش جان من آمد دگر نصیحت مردم حکایتست به گوشم مگر تو روی بپوشی و فتنه بازنشانی که من قرار ندارم که دیده از تو بپوشم من رمیده دل آن به که در سماع نیایم که گر به پای درآیم به دربرند به دوشم بیا به صلح من امروز در کنار من امشب که دیده خواب نکردست از انتظار تو دوشم مرا به هیچ بدادی و من هنوز بر آنم که از وجود تو مویی به عالمی نفروشم مرا مگوی که سعدی طریق عشق رها کن سخن چه فایده گفتن چو پند میننیوشم به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل و گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم ...
ادامه مطلب
عشق یعنی تمام حرف هایی کهقصد داشتم هنگام دیدنت برایت تعریف کنم را فراموش میکنم. و این داستانی تکراری یست. از همان روز تا به الان. اقیانوسه سیاهه چشمهات تمام کشتی های غول آسای عشق من را، هربار، غرق میکند، و تنها کاری که میکنم خیره ماندن در چشم های توست....
ادامه مطلب
بدون تو، دریا که خشک میشود، صحرا هم جای ماندن نیست،دشت ها یخ میزنند، مریخ هم بسیار دور است، مردن نزدیک ترین مکان ممکن برای زندگیِ بدون تو میشود....
ادامه مطلب
روز اول مهر، حتی اگر نخواهم ساعت شش صبح بیدارشوم و به دبستان بروم، حتی اگر فردا روز تعیین کلاس های راهنمایی نباشد، حتی اگر شروع دبیرستان و استرس آینده ی نامشخص نباشد حتی اگرابتدای تحصیل دانشگاهی نباشد، حتی اگر بدانم فردا تا هر ساعتی که دلم بخواهد میتوانم بخوابم و برای این بی پروایی نیازی نیست به هیچ کسی جواب پس بدهم، حتی اگر کیلومتر ها دور باشم از این خاکِ غریب، و فقط روز 22 سپتامبر باشد، حتی اگر بدانم تمام آن معلم ها و ناظم ها و مدیر ها باهم مرده اند، حتی اگر روی قایق اختصاصی م در میان اقیانوس آرام در حال استراحت و تفریح باشم حتی اگر انسان ها د...
ادامه مطلب
از در دانشگاه که خارج شدم،تصمیم گرفتم خیابان های اطراف را قدم بزن، 16 آذر، پورسینا، ایتالیا، کارگر، و در آخر، انقلاب..شلوغ ترین نقاط این سرزمین بودند.و هرچه شلوغ تر، خاکستری تر.. هوا بسیار گرم بود. اواخر تیرماه. و من اما بین همه ی آن شلوغی ها، و آدم های خاکستری که از کنارم رد میشدند و بعضی ها هم تلاش میکردند ادای رنگی بودن را دربیاورند، یخ زدم. و تقریباً مُردَم. ____________________________ سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت سرها در گریبان است کسی سر بر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را نگه جز پیش پا را دید، نتواند که ره تاریک و لغزان است وگر دست محبت سوی کس یازی به اکراه ...
ادامه مطلب
باور کنید جای من در نظام بهداشت درمان و آموزش پزشکی کشور نیست. لا به لای قفسه ی کتاب هاست....
ادامه مطلب
حجّاج بنگ خورده و سر بر در نهاده، بانگ می زد که «در را مَجُنبانید تا سَرم نَیُفتد.»پنداشته بود که سرَش از تن اش جداست و به واسطه ی در قایم است. احوال ما و خلق همچنین است. پندارند که به بدن تعلق دارند یا قایم به بدن اند. _فیه ما فیه_مولانا...
ادامه مطلب